سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
427
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
ديه جنايت بر ميت دينار مىباشد . و به همين ترتيب است ساير جنايات و جراحات وارد . سپس مىفرماين : معلوم باشد كه اين ديه به ورثه ميت داده نخواهد شد بلكه حكم شرع آن است كه بايد در وجوه قربت صرف گردد و از طرف ميّت نيّت شود و دليل آن اخبارى است كه ذكر گرديده در حالى كه بين ميت و جنين فرق گذارده به اين بيان كه در جنين ديه را براى ورثهاش قرار داده و دليل آن را اين دانسته كه جنين نفع و استفادهاش مرجوّ بوده و عادتا براى حيات و زندگى قابليّت داشته و اگر جنايت جانى نمود بود بسا روح در آن دميده مىشد و موجودى زنده و جاندار مىگشت كه منشأ آثار و بركات مىبود بخلاف ميّت چه آنكه جانى پس از خاتمه حيات او بر وى جنايت وارد كرده كه عادتا ميت در اين حال مقطوع النفع بوده و كسى انتظار حيات مجدّدش را ندارد ازاينرو وقتى پس از مرگ جانى او را مثله نمود نفس اين مثله ديه را ملك خود ميت قرار مىدهد نه براى غيرش كه وارث او باشند بنابراين ديه مزبور را بايد صرفا براى خودش مصرف نمايند از قبيل آنكه با آن برايش حج بجا آورده ، ابواب برّ و خير مانند صدقات و غير آنها را مفتوح ساخته و به انواع و انحاء قربات مبادرت ورزيده و تمام را از جانب ميت انجام دهند . قوله : و فى شجاجه و جراحه بنسبته : يعنى بنسبة قطع رأسه . قوله : ليست لورثته : يعنى ورثه ميّت . قوله : فارقا فيها بينه و بين الجنين : ضمير در [ فيها ] باخبار مذكوره و در [ بينه ] به ميّت عود مىكند .