سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
312
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
شكستهشده بهبودى مىيافت و عيبى در آن باقى نمىماند جانى مكلف بود كه چهل دينار را بپردازد پس در صورتى كه عيب باقى مانده باشد چگونه اين مبلغ ثابت نبوده و جانى ارش را كه از آن كمتر است بدهد . سپس مىفرماين : اگر در اين مسئله بگوئيم : جانى مكلّف است كه اكثر الامرين از ارش و چهل دينار را بدهد البته نيكو گفتهايم . و در ذيل [ و ترقوة المرئة كالرّجل ] مىافزايند : يعنى همانطورى كه در آن چهل دينار ثابت است اينجا نيز همين طور مىباشد چه آنكه عموم دليل مقتضى آن است . ناگفته نماند در صورتى كه مجنى عليه كافر ذمّى باشد و جانى استخوان ترقوه وى را بشكند و سپس بهبودى پيدا نموده بدون اينكه عيبى در آن باقى مانده باشد به همان نسبتى كه چهل دينار به ديه مسلمان دارد در اينجا نيز بر عهده جانى ديه مىآيد لذا چون رقم چهل به هزار دينار كه ديه مسلمان است ( ) مىباشد لاجرم ( ) ديه ذمى كه 800 درهم است به عهده جانى ثابت مىگردد در نتيجه وى موظفستكه 32 درهم بپردازد . قوله : بين ثغرة النّحر : مقصود از [ ثغرة النّحر ] گودى گلو مىباشد . قوله : و العاتق : بستانى در قطر المحيط گويد : عاتق عبارتست از جائى كه رداء را بر آن مىاندازند و نيز بموضعى از كتف اطلاق مىشود كه بند غلاف شمشير را بر آن حمايل مىكنند . قوله : و يشكل لو نقصت عن الاربعين : ضمير نائب فاعلى در [ يشكل ] به احتمال حكومت راجعست و در [ نقصت ] بحكومت برميگردد .