سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
240
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
و قيل : يضرب لسانه بإبرة فإن خرج الدم أسود صدق من غير يمين ، على ما يظهر من الرواية و إن خرج أحمر كذب و المستند رواية الأصبغ بن نباتة عن أمير المؤمنين عليه السلام . و في طريقها ضعف و إرسال . فرع شرح فارسى : مرحوم مصنف مىفرماين : اگر شخص صحيح و سالمى مدّعى باشد قوّه نطق و سخن گفتن او بواسطه جنايتى كه بر وى وارد شده از بين رفته است حكم آنست كه با قسامه او را بايد تصديق نمود . ولى برخى از فقهاء فرمودهاند : لازم است سوزنى را به زبانش بخلانند پس اگر خون سياه خارج شد وى را تصديق بايد كرد و در صورتى كه خون قرمز بيرون بيايد تكذيبش مىنمايند . شارح ( ره ) مىفرماين : مقصود اينست كه : اگر شخصى كه زبانش سالم و صحيح است ادعّاء كند بواسطه جنايتى كه بر او وارد شده و احتمالا اثرش زوال قوّه نطق است قوّه سخن گفتن از وى زائل گشته در اينجا بين فقهاء دو رأى مىباشد : رأى اوّل : كه فرموده مشهور بوده اينست كه اگر مدّعى قسامه يعنى پنجاه قسم اقامه نمود وى را تصديق مىكنند . دليل اين رأى آنست كه بر مدّعى اقامه بيّنه و شهود متعذّر و غير ممكن است و از آن طرف بصدق و راستى ادّعايش ظن حاصل است چه آنكه امارهاى كه مفيد ظن است در بين وجود دارد و آن عبارت است از جنايت وارده كه بر حسب فرض احتمالا اثرش اذهاب قوّه نطق است ،