سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

158

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

روايت را اينطور توجيه كرده‌اند كه چاه عداونا حفر شده و از طرفى ديگر افتراس و دريدن شى مستند به ازدحام چهار نفر بوه كه خود مانع از فرار كردن هريك مىباشد بنابراين اوّلى بسبب واقع شدن در چاه و واقع شدن سه نفر ديگر بر روى او فوت كرده منتهى چون وقوع اين سه نفر بسبب خودش بوده و آن معادل با سه ربع ديه مىباشد لاجرم از ديه‌اش سه ربع آن ساقط شده و يك ربع باقيمانده بر عهده حافر چاه مىباشد كه بايد بپردازد . و دوّمى بسبب كشيدن اوّلى كه ثلث سبب بوده و نيز واقع شدن سوّمى و چهارمى بر ردّش كه دو ثلث ديه بوده و آن به فعل خودش صورت گرفته واقع شده است لذا دو ثلث از ديه‌اش ساقط است تنها يك ثلث ديه برايش باقى مانده كه آن را دريافت مىنمايد . و مرگ سوّمى ناشى از كشيدن دوّمى و افتادن چهارمى بر رويش مىباشد و هركدام معادل نصف ديه هستند منتهى افتادن چهارمى چون از ناحيه خودش بوده از اينرو فقط نصف ديه برايش باقى ميماند . و امّا موت چهارمى چون فقط بخاطر كشيدن سوّمى است لاجرم ديه را بطور كامل طلبكار است . ضعف توجيه مذكور مرحوم شارح مىفرماين : حق از نظر ما اينست كه چون سند اين روايت ضعيف است لاجرم اين ضعف مانع از آن است كه خود را بتكلّف انداخته و روايت را تنزيل و توجيه نمائيم چه آنكه [ سهل بن زياد ] در سند اين حديث عامى و از