سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
141
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
از جنايت كه مشترك بين هرسه است در عهده جملگى بوده و جنايت واقع با پاها در ذمّه سائق مىباشد . حكم ضمان در صورت اجتماع راكب با سائق و قائد فرع ديگر اگر حيوانات و دوابّى كه داراى قائد يا سائق هستند به صورت قطار درآمده باشند همچون قطارى از شتران كه بدنبال هم حركت مىكنند و جنايتى بواسطه آنها حادث شود در اينكه تمامشان در حكم به دابّه واحد ملحق بوده يا الحاق منتفى است دو احتمال مىباشد : احتمال اوّل : آنكه بگوئيم ملحق به دابّه واحد مىباشند ، يعنى آنچه در حكم ضمان دابّه واحد گفته و بيان نموديم كه جنايات واقع با دست و سر در عهده قائد و آنچه با مطلق اعضاء صورت گيرد در ذمّه سائق است عينا در اينجا نيز جارى مىباشد و دليل آن اينستكه همان سوق و قود كه در دابّه واحد صادق بود و ملاك و مناط حكم به ضمان محسوب مىگشت عينا در مورد بحث تحقّق دارد و از باب العلّة يعمّم كما يخصص آنچه در آنجا گفته شد مىبايد بدون كم و زياد در اينجا نيز اجراء گردد . احتمال دوّم : مورد بحث نبايد به دابّه واحد ملحق گردد چه آنكه علّت حكم در آنجا نسبت بمورد بحث مفقود است چه آنكه علّت ضمان در دابّه واحد قدرت قائد و سائق بر حفظ حيوان و نگهدارى آن از ارتكاب جنايت مىباشد و اين معنا در قطار از دوّاب منتفى است زيرا قائد غالبا بر حفاظت دو دست شتر آخرى كه پس از شتر اوّل مثلا قرار گرفته قادر نيست و همچنين نسبت به شترانى كه جلو واقع شده و غير از آخر محسوب مىشوند تسلّطى ندارد .