سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
142
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
سپس شارح ( ره ) مىفرماين : احتمال دوّم از نظر ما اقوى مىباشد . بلى ، اگر شخص بر يكى از دوّاب سوار شده و باقى از عقب وى روان شوند نسبت به دابّهاى كه سوار شده حكم مركوب و بر اوّلين حيوانى كه در قطار دوّاب واقع است حكم دابّهاى كه قائد آن را مىكشاند جارى است يعين اگر مركوب جناياتى با دست و سرانجام داد در عهده راكب بوده و جنايات حادثه با پا هدر مىباشند چنانچه حكم جنايات اوّلين حيوان از قطار دوّاب نيز همينطور است . و همچنين اگر بر حيوانى سوار شده و باقى را جلو انداخته و خود از عقب آنها روان گردد حكم سائق كه قبلا ذكر شد بر وى جارى مىشود اعمّ از آنكه حيواناتى كه از جلو وى حركت مىكنند واحد بوده يا متعدّد باشند لذا در اين فرض نسبت به مركوب هرآنچه در فرض قبلى گفته جارى بوده و درباره حيواناتى كه از جلو حركت مىكنند تنها آخرين حيوانى كه در قطار دوّاب واقع است آنچه با مطلق اعضايش مرتكب مىشود در ذمّه سائق مىباشد . قوله : و يضمنه مالكها الرّاكب ايضا : ضمير مفعولى در [ يضمنه ] به راكب برگشته بنابراين كلمه [ الرّاكب ] در عبارت مذكور بدل از آن مىباشد و [ مالكها ] فاعل است براى [ يضمنه ] و ضمير مجرورى در آن بدابّه عود مىكند . قوله : لو نفرّها : مقصود از [ نفر ] رم دادن حيوان مىباشد وضمير فاعلى در آن به [ مالك ] و ضمير مفعولى آن بدابّه عود مىكند . قوله : فالقته : ضمير فاعلى به دابّه و ضمير مفعولى براكب راجع است .