سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
236
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
باضعه : آن است كه آلت جنايت پس از پاره كردن پوست به قدر زياد و چشمگيرى در گوشت سر و صورت فرورود . سمحاق : بكسر سين و سكون ميم آن است كه آلت جنايت پس از پاره كردن پوست و دريدن گوشت از آن نيز ردّ شده و به پردهاى كه استخوان را پوشانده برسد . موضحه : آنست كه آلت جنايت پس از پاره كردن پوست و دريدن گوشت پرده سمحاق را نيز دريده و در استخوان بشيند بطورى كه سفيدى استخوان ظاهر گردد . سپس مىفرماين : اگر كسى جنايتش شجّه بود يعنى در سر و صورت كسى جراحتى وارد نمود لازمست طول و عرض زخم را ملاحظه كرده و به همان مقدار موضعى را كه جانى جنايتش وارد كرده مجروح نمايند . و همانطورى كه مرحوم مصنف فرموده عمق زخم را ملاحظه نمىكنند كه مثلا اگر به قدر پنج ميلىمتر باشد بر جانى نيز زخمى به همين عميق وارد كنند بلكه همين مقدار كه اسم شجّه مخصوصه يعنى حارصه و باضعه و غير ايندو صدق نمود كافيست و دليل عدم اعتبار بعد مزبور آن است كه اعضاء افراد باسطه چاقى و لاغرى با هم متفاوت است بنابراين اگر بخواهيم بعد عمقى را نيز ملاحظه و اعتبار كنيم بسا موجب اجحاف و ستم مىشود مثلا اگر جانى شخص لاغرى بود كه قهرا گوشت اعضاء و جوارحش كم بود و بر عكس مجنى عليه سمين و چاق بوده كه گوشت اطرافش زيادتر از جانى مىباشد حال اگر جانى جنايتش از قبيل باضعه بود يعنى پوست صورت مجنى عليه را شكافته و به قدر يك سانتيمتر گوشت را نيز شكافت ولى بپرده سمحاق