سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

237

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

نرسيد و وقتى خواستند وى را قصاص كنند ملاحظه نمودند كه نيم سانتيمتر از گوشت صورتش كه شكافته شود به پرده سمحاق مىرسد در نتيجه اگر بخواهند به مقدار يك سانتيمتر عنق جراحتش را در نظر بگيرند به سمحاق رسيده و استخوان را نيز شكافته و در نتيجه نام باضعه ديگر بر آن اطلاق نمىشود و اين معنا مستلزم اجحاف و ستم بر جانى است بنابراين در مقابل ماضعه‌اى كه وارد كرده جراحتى بر او وارد مىكنند كه اين عنوان در آن محفوظ و صادق باشد و لو عمقا با جنايتى كه وارد نموده يكسان نباشد و بهر تقدير آنچه اعتبار و ملاحظه‌اش لازم است تنها طول و عرض زخم مىباشد نه عمق آن و بايد توجّه داشت كه اگر اين دو بعد را بخواهند اعتبار كنند در صورتى كه منجر به استيعاب سر جانى گردد اين مانع از استيفاء مثل جنايتش نشده بلكه به آن التفات و توجهى نبايد كرد . مثلا سر جانى از حيث عرض و طول كوچكتر از سر مجنى عليه مىباشد بطورى كه اگر شجه‌اى به طول ده سانتيمتر در سر او وارد كند اين جراحت از حدّ رأس خارج نشده و تمامش در ناحيه سر واقع مىشود منتهى بواسطه طول رأس تمام ده سانت در قسمت مقدّم رأس واقع مىشود در حالى كه گر جراحتى به اين درازا در سر جانى بخواهند وارد كنند از ابتداء مقدّم رأس يعنى بالاى پيشيانى و قصاص الشعر شروع شده و تا پشت سر نزديك گردن ادامه پيدا مىكند . همانطورى كه گفتيم اين معنا مانع از استيفاء مثل جنايت نمىباشد . بلى ، اگر رعايت مماثلت طولى و عرضى منجر به آن بشود كه جراحت وارده بر جانى از حدّ سر مثلا بگذرد و به عضو ديگر همچون قفا و پشت گردن برسد يا از قسمت جلو به صورت داخل شود رعايت مماثلت در چنين