سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
163
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
اولياء ذميّه ابتداء بايد مقدار زيادى ديه ذمّى بر ذميّه را به وى ردّ كنند و پس از آن او را قصاص نمايند چه آنكه ديه ذمّى 800 در هم و ديه ذميّه نصف آن است پس اولياء ذميّه چهار صد در هم به ذمّى ابتداء رد كرده پس از آن وى را بقتل مىرسانند . و به عكس اگر زن ذميّهاى مرد ذمّى را كشته باشد او را قصاص كرده بدون اينكه بر عهدهاش غرامتى باشد يعنى اولياء ذمّى تنها حق دارند كه ذميّه را بقتل برسانند امّا اينكه فاضل ديه ذمّى بر ذميه را بتوانند مطالبه نمايند اين امرى است كه شرعا منتفى مىباشد همان طورى كه اگر زن مسلمانى مرد مسلمانى را بكشد اولياء مرد صرفا زن را مىتوانند قصاص كرده بدون اينكه حق مطالبه فاضل ديه مرد مسلمان بر زن را داشته باشند و دليل در تمام اين موارد آنست كه جانى بيش از نفس خويش مرتكب جنايتى نشده و وقتى بواسطه قصاص نفسش را استيفاء كردند ديگر از او چيزى طلبكار نمىباشند . قوله : ردّ اوليائها عليه : ضمير در [ اوليائها ] به ذميّه و در [ عليه ] به ذمّى برمىگردد . قوله : فاضل ديته عن دية الذّميّة : ضمير در [ ديته ] به ذمّى برمىگردد . قوله : و هو نصف ديته : ضمير [ هو ] به فاضل و در [ ديته ] به ذمّى راجعست . قوله : يقتل الذّميّه بالذّمى مطلقا : يعنى و لو آنكه از نظر ملّت و كيش با هم مختلف باشند . قوله : و ليس عليها غرم : ضمير در [ عليها ] به ذميّه راجعست .