سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
226
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
ديگرى وارد كرده مجروحش ساخت ولى اين نه از باب اجراء حدّ محارب بر او باشد پس معنا ندارد كه آن را در باب محارب بعنوان عقوبت و حدّ او ذكر كرد . اگر گفته شود : علىاىّحال بر محارب مذكور قصاص نيز ثابتست و آن نيز از جمله عقوباتى است كه شرعا در حقّش اعمال مىشود از اينرو محذور و ايرادى ندارد كه آن را در باب حدّ محارب بياورند . در جواب ميگوئيم : مقصود از حدّ محارب و عقوبت وى ، آن دسته از احكامى است كه صرفا براى عنوان محارب و در خصوص وى جعل و در نظر گرفته شده و به عبارت ديگر : وصف محارب بودن علّت تامّه براى جعل آنها گرديده نه احكامى كه عنوان محارب بودن خصوصيّت و نقشى در ترتّب آنها ندارد بلكه هم در محارب و هم در غير آن جارى و ثابت مىباشد نظير قصاص كه بر عنوان جانى مترتّب است اعمّ از آنكه محارب بوده يا محارب نباشد پس ذكر آن در باب حدود محارب ظاهرا بىوجه است . و اينكه گففته شد چون قصاص از جمله عقوباتى استكه بالاخره محارب به آن مبتلاء است از اينرو در اينجا نامش را بردهاند . مىگوئيم اگر به اين ملاحظه قصاص را در اينجا مورد بحث قرار دادهاند لازمهاش اين است كه جميع آنچه بر وى واجب و ثابت است ذكر شود مثلا اين را بايد بگويند كه : در صورتى كه مال از ديگران گرفته اگر عين آن باقى است بايد عين را ردّ كرده و در فرض اتلاف اگر مثلى است مثل آن و در صورتى كه قيمى