سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

251

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

ثلاثا يقتل في الرابعة ، و لأن الحد مبني على التخفيف ، و للاحتياط في الدماء ، و ترجح هذه الرواية بذلك ، و بأنها خاصة ، و تلك عامة . فيجمع بينهما بتخصيص العام بما عد الخاص و هو الأجود و لو لم يسبق حده مرتين لم يجب سوى الجلد مائة . فرع [ حكم كسى كه فعلى را براى بار سوم تكرار نموده ] شرح فارسى : مرحوم مصنف مىفرماين : اگر از شخصى فعل دو مرتبه مكرّر شد بطورى كه پس از هربار حدّ خورد در صورتى كه بار سوم آن را مرتكب شود او را بايد كشت ولى احتياط آنست كه پس از بار چهارم وى را بقتل برسانند . شارح ( ره ) مىفرماين : مقصود از [ فعل ] عملى است كه ابتداء و صرف انجام آن موجب قتل نباشد كه شخص اگر دو مرتبه آن را انجام داد به شرطى كه پس از هربار مرتكب شدن حدّ خورد مثلا بار اوّل عمل تفخيذ را مرتكب گشت و چون حاكم از آن مطّلع گرديد او را حدّ زد و پس از آن دوباره آن را انجام داد و صد تازيانه خورد حال اگر بار سوّم به آن مبادرت ورزد حكم آنست كه وى را مىكشند زيرا فعل مزبور از معاصى كبيره بوده و كسانى كه دو بار مطلق معاصى كبيره را مرتكب شده و حدّ بخورند براى بار سوّم بايد آنها را كشت و دليل آن روايت يونس از مولانا ابى الحسن ماضى يعنى امام هفتم عليه السلام است كه فرمودند : كسانى كه مرتكب معاصى كبيره هستند وقتى دو مرتبه حدّ بر ايشان جارى شد لازم است آنها را در مرتبه سوّم كشت . ولى همانطورى كه مرحوم مصنف در اين‌جا فرموده و در كتاب شرح