سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

115

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

بعد از آن بىاثر و بىفائده مىباشد . لازم به تذكّر است پس از آنكه مجرم را تازيانه زدند و به واسطه آن بدنش مجروح گرديد لازم نيست صبر كنند تا جراحاتش خوب شده و پس از آن سنگسارش بنمايند بلكه على الاقوى با همان بدن خسته و مجروح مىتوان او را رجم كرد اگرچه البته تأخير اقوى در زجر و عقوبت مجرم مىباشد زيرا وقتى صبر كنند تا بدنش بهبودى پيدا نمايد اوّلا اينكه خود مىداند پس از حصول برء و افاققه وى را اعدام مىكنند طول اين مدّت پيوسته عذاب روحى وى را زجر و شكنجه ميدهد و ثانيا سنگسار نمودنش بعد از ترميم جراحات عذاب و زجر را دوباره تازه و استيناف مىنمايد بخلاف اينكه پس از جلد گرماگرم و بدون فاصله او را بواسطه رجم راحت نمايند . و دليل بر عدم لزوم صبر دو امر مىباشد : 1 - اصل و مراد از آن اصالة عدم وجوب صبر مىباشد . 2 - در روايت وارد شده كه مولانا امير المؤمنين على عليه السلام زنى را روز پنجشنبه تازيانه زده و در روز جمعه سنگسارش فرمودند . سپس شارح ( ره ) مىفرماين : و همچنين است كلام در هردو حدّى كه در حقّ شخص واحدى اجتماع كرده بطورى كه يكى از آن دو مفوّت ديگرى باشد كه در اين موارد لازم است ابتداء حدّى را كه با اجرايش جمع بين دو حدّ ممكنست اجراء كرده و سپس ديگرى را در حقّ مجرم عملى سازند . ولى اگر هردو باهم مساوى بودند مثلا هم لواط نموده و هم مرتكب قتل نفس شده در اينجا بهركدام از حدّين كه بخواهند مىتوانند ابتداء كنند .