سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

6

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

استحقاق ما ترك داشتن . قوله : او من الموروث : يعنى مالكيه از ميّت به بستگانش ميرسد كه اصطلاحا ميراث و ما ترك ناميده مىشود . قوله : و هو على الاوّل : ضمير [ هو ] به [ ميراث ] راجع بوده و مقصود از [ على الاوّل ] اين است كه آن را از [ ارث ] مأخوذ بدانيم يعنى اسم مصدر ولى به معناى مصدر باشد فلذا مرحوم شارح در تفسيرش از كلمه [ استحقاق ] كه مصدر است استفاده فرمودند . قوله : بموت آخر : يعنى بسبب مرگ ديگرى . قوله : بنسب : اشاره است به استحقاق طبقات نسبى . قوله : او سبب : اشاره است باستحقاق وارثين سببى همچون زوج و زوجه نسبت به يكديگر . قوله : بالاصالة : يعنى باصل شرع و جعل شارع بنابراين با قيد مزبور استحقاقى كه بواسطه وقف واقف براى شخص پيدا مىشود خارج مىگردد مثلا زيد وقف نمود كه خانه‌اش متعلّق به عمرو و اولاد او خلفا عن سلف باشد در اينجا حكم آن است كه تا وقتى كه عمرو در قيد حياتست مال موقوفه تعلّق بوى دارد به اين معنا كه مىتواند از منافعش استفاده ببرد و پس از مرگ وى به اولاد او مىرسد ولى نه از باب ميراث و اينكه جزء ما تركش محسوب مىشود بلكه از باب وقف كه عنوانى است غير از ارث و از عناوين ثانويّه به حساب مىآيد . قوله : و على الثانى : مقصود از آن اين است كه [ ميراث ] از [ موروث ] مشتق باشد فلذا مرحوم شارح در تفسيرش [ ماء موصوله ] را كه به معناى مال و شئ مىباشد ذكر فرمودند .