سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
294
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
جميع تركه خارج نموده و نسبت ورثه به آنها بنحو تساوى بوده و هيچيك در اخراج آنها از ديگرى اولى نمىباشد . استدراك بلى اگر متعلّق وصيّت عينى از اعيان تركه كه خارج از حبوه هست باشد البته مستحق حبوه را از آن منع نكرده ولو از وصيّت چيزى را عملى نساخته و از حبوه صرف آن ننمايد بلكه همان گونهكه عين مورد وصيّت اگر معدوم و مفقود مىبود مجرّد وصيّت مانع از تملّك محبو نمىشد در فرض وجود عين نيز حكم همينطور است . ناگفته نماند اگر متعلّق وصيّت برخى از اجناس حبوه باشد در اخراج آن و تسليمش به موصى له لازم است آن را همچون غير حبوه از اموال ديگر ارثى از ثلث خارج نمايند با اين فرق كه در اينجا تنها اجازه مستحق حبوه معتبر و شرط است ولى در اموال ديگر اگر به قدر ثلث بوده اجازه احدى شرط نبوده و در صورت تجاوز از ثلث همه ورّاث بايد مبلغ زائد را اجازه دهند . قوله : او عن دين مستغرق للتركة : مقصود دينى است كه يا به قدر دارائى ميّت بوده و يا بيشتر از آن باشد . قوله : من انتفاء الارث الخ : دليل است براى احتمال بطلان حبوه و اشتراط خلوّ . قوله : لعدم التّرجيح : يعنى ترجيح برخى از اموال ارثى بر بعضى . قوله : فيخصّها منه شئ : ضمير مفعولى در [ يخصّها ] به حبوه