سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

349

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

سعيد مكارى كه از رؤساى واقفيّه بود روزى به حضرت امام عالى مقام علىّ بن موسى الرّضا عليه الصّلوة و السّلام از روى عناد و انكار گفت : مرتبه تو به آن رسيده كه دعوى كنى آنچه را كه پدر تو دعوى آن كرده حضرت او را نفرين كرد و فرمود : انا من ابى و ابى منّى و انا و ابى شئ واحد : يعنى من از پدر خودم و پدر من از منست و هردو يك مرتبه داريم . پس ابو سعيد گفت از تو مسأله‌اى مىپرسم . امام فرمود : بپرس هرچند از من قبول آن نخواهى كرد . گفت : چه مىگوئى در حقّ مردى كه در وقت مرگ گويد : هر بنده قديم كه مراست آزاد است تا چه مدّت آن بنده را قديم توان گفت ؟ حضرت امام عليه السّلام فرمود : هر مملوك كه مدّت شش ماه در ملك او در آمده باشد قديم و آزاد است . ابو سعيد گفت : اين معنى را از كجا مىگوئى ؟ امام فرمود : از آنجائى كه حقتعالى فرموده : و القمر قدّرناه منازل حتّى عاد كالعرجون القديم . و شاخ خوشه خرما در عرض ششماه قديم و كهنه مىشود . و چون ابو سعيد از خدمت حضرت بيرون رفت بنابر نفرين حضرت فقر و فاقه او را چنان فرو گرفت كه به قوت شب قادر نبود و در آخر نابينا شده به اسفل السّافلين شتافت انتهى كلام صاحب تفسير . قوله : و من معارضة اللّغة و العرف : دليل است براى عدم تعدّى . قوله : اختصّ بمورده : و مورد اجماع مملوك مىباشد .