سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

335

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

گذاريم كه صيغه نذر را حمل بر يكى كنيم حكم آن است كه عبد معتق ( بفتح تاء ) را با قرعه استخراج بايد نمود چنانچه قبلا ذكر گرديد و دليل بر اين حكم صحيحه حلبى از مولانا الصّادق عليه السّلام است درباره مردى كه گفته بود : اوّلين مملوكى را كه مالك شوم پس او حرّ باشد ، سپس ناذر هفت تا عبد را مجتمعا و در يك لحظه به ارث مالك شد حكم آن را از حضرت پرسيدند . ايشان فرمودند : بين هفت نفر بايد قرعه كشيد و آنكس كه نامش خارج شد آزاد مىگردد . البتّه اين روايت موردش جائيست كه لفظ اوّل ما يملكه به كار رفته ولى چون بين آن و عبارت اوّل ما تلده فرقى نيست لاجرم عبارت دوّم را از نظر حكم بر آن حمل مىنمائيم . اشكال مرحوم شارح سپس در مقام اشكال بقرعه و تعميم آن مىفرماين : قول بقرعه در غير مورد نصّ مشكل است و معلوم نيستكه به آن بتوان عمل نمود چه آنكه اساسا قرعه را در جائى به كار مىبرند كه نفس الامر و واقع معلوم بوده ولى از نظر ظاهر بر ما مشتبه باشد و با قرعه آن را تعبّدا و شرعا اثبات مىنمائيم در حالى كه مورد بحث اينطور نبود بلكه هم واقع امر مشتبه است و هم ظاهر منتهى چون روايت خاصّى در مورد اوّل ما يملكه وارد شده و حكم بقرعه نموده لا علاج در خصوص همين مورد به آن عمل بايد نمود ولى تعدّى از آن جايز نيست . بلى : اگر بگوئيم قرعه اختصاص به موردى كه واقعش معلوم و تنها