سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
287
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
اگر معتق در مملوكى كه آزادش نموده شريك داشته باشد در صورتى كه معتق قدرت مالى داشته باشد قيمت نصيب شريك را بايد بدهد و تمام مملوك آزاد مىگردد . شارح ( ره ) مىفرماين : مقصود از قدرت مالى معتق اين است كه وى در حال عتق مملوك علاوه بر داشتن مستثنيات در باب دين از قبيل : خانه ، خادم و مركب و البسهاى كه از نظر كميّت و كيفيّت در خور شأن و لايق بحالش مىباشد و مؤنه روزانه خود و كسانى كه واجب النّفقهاش هستند ، مبلغيكه براى پرداختن نصيب شريكش باشد داشته تا بتواند بواسطه دفع به او نصيب وى را نيز از رقيّت آزاد كند حال اگر معتق بدهكاريش به مقدار مالى است كه صرف عتق بايد بكند و نصيب شريكش را آزاد نمايد در اينكه وى موسره بوده يا معسر دو قول است كه قول وجيهتر و بهتر همان رأى اوّلى مىباشد زيرا با وجود دين مال مزبور نيز باقى است و تالف نمىباشد تا بگوئيم در قبال دين ، مالى كه ان را بپردازد نداشته و بدين ترتيب معسر است . قوله : و لو كان له فيه : ضمير در [ له ] به معتق راجعست . قوله : قوّم عليه نصيبه و عتق اجمع : ضمير در [ عليه ] به معتق و در [ نصيبه ] به شريك راجعست . قوله : قوت يوم له و لعياله : ضمير در [ له ] و [ لعياله ] بمعتق راجعست . قوله : فيدفع اليه و يعتق : ضمير در [ يدفع ] به معتق و در [ اليه ] به شريك راجعست . قوله : و لو كان مديونا يستغرق دينه ماله : ضمير در [ كان ]