سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
257
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
نذر منعقد مىشود . شارح ( ره ) مىفرماين : در چنين موردى همانطورى كه به تفصيل گذشت وقتى شرط وجود پيدا نمود عبد آزاد مىشود به شرطى كه صيغه نذررا اينطور خوانده باشد اگر فلان امر حاصل شود ( شرطى از شروط جايز را ذكر كند مثل بهبودى مريضش ) پس بنده من آزاد باشد . در اين فرض كه شرط از قبيل شرط نتيجه است بمجرّد حصول شرط بنده آزاد شده و نيازى به صيغه جديد ندارد چنانچه به آن اشاره شد . و اگر صيغه را اينطور خوانده باشد : براى خدا است بر ذمّه من كه بندهام را آزاد كنم اگر فلان مريض خوب شود . در اين مثال شرط را شرط فعل گفته و بر ناذر واجبست در صورت حصول شرط صيغه عتق را خوانده و بندهاش را آزاد نمايد . سپس مرحوم شارح مىفرماين : آنچه مطابق متن مصنّف ( ره ) است عبارت اوّلى مىباشد چون در اين تعبير ناذر عتق و آزادى بندهاش را معلّق نموده و اين امر با متن مصنّف ( ره ) موافق و مطابق است نه عبارت دوّمى چون در اين تعبير ناذر اعتقا بندهاش را معلّق كرده و بديهى است كه اعتاق غير از عتق است . و مثل همين فرع است در جائى كه نذر كند در صورت حصول فلان شرط مالش صدقه بوده يا از آن زيد باشد كه اين تعبير از باب شرط نتيجه و همچون نذر عتق معلّق مىباشد چنانچه اگر نذر كند در فرض حاصل شدن شرط مالش را صدقه داده يا به زيد اعطاء كند از قبيل شرط فعل و همچون صورتى است كه اعتاق بندهاش را نذر كند .