سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

242

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

خلاف عتق زيرا همانطورى كه مثلا اشاره شد عتق عبادت محض نيست بلكه عمل عبادى خاصّى است كه جنبه ازاله ملك در آن ترجيح دارد پس از حكم ببطلان نماز و روزه نمىتوان حكم عتق را نيز بدست آورد . و امّا جواب از دليل دومش : مىگوئيم : كفر يكى از موانع ارث است همچون قتل و مانعيّت آن تنها در مولى نيست بلكه در نسب نيز كفر مانع از ارث مىباشد لذا پدر كافر از فرزند مسلمان ارث نمىبرد . پس از عدم تحقّق ارث بين مولاى كافر و عبد مسلمان نميتوان استدلال بر فساد عتق نمود . سپس شارح ( ره ) مىفرماين : حقّ از نظر ما اينست كه اتّفاق علماء بر بطلان عبادات كافر از قبيل نماز و روزه و امثال ايندو و اختلافشان در صحّت و فساد عتق و صدقه و وقف از نظر كسى كه در وقف نيز قصد قربت را معتبر ميداند خود دلالت دارد بر اينكه براى اين نوع از تصرف مالى حكمى استكه بملاحظه جهت مالى كه در آن هست از حكم عبادات ديگر ناقص و در مرتبه نازل آن‌ها قرار گرفته است چه آنكه غرض اصلى در عتق و امثله مذكوره اين است كه محتاجين منتفع گردند از اينرو جهت ماليّت در آنها بر جنبه عبادى غلبه دارد فلذا در آنها اختلاف بوده امّا در غير آنها همچون نماز و روزه كه عبادت خالص مىباشند به اتفاق اهل نظر از كافر باطل مىباشند و از نظر ما حق اينست كه قول بصحّت عتق از كافر وجيه و شايسته بوده مشروط به اينكه از وى قصد قربت تحقّق يابد و لو لازمه‌اش يعنى ثواب بر آن مترتّب نشود .