سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
234
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
شرط است در مولائيكه بندهاش را آزاد مىكند اينكه بالغ و مختار و رشيد و قاصد عتق بوده و در اين امر نيّتش تقرّب به حقتعالى باشد و همچنين شرط است كه بواسطه فلس يا مريض بودن نسبت به بيش از ثلث محجور عليه و ممنوع از تصرف در مالش نباشد . شارح ( ره ) در ذيل [ و التّقرّب به الى اللّه تعالى ] مىفرماين : وجه اعتبار قربتت آنست كه عتق عمل عبادى بوده و كليّه عبادات اين قصد را احتياج دارند و اساسا بدون آن باطل مىباشند . و دليل ديگر آنكه امام عليه السّلام فرمودند : لا عتق الّا ما اريد به وجه اللّه ( عتق اصلا واقع نمىشود مگر آنكه به واسطهاش خداوند متعال اراده و قصد گردد ) . و سپس مىفرماين : بنابر اعتبار شروط مذكور عتق از پسر بچه نابالغ واقع نمىشود اگر چه سنّش به ده رسيده باشد و نيز از ديوانه دائمى و همچنين غير دائمى در غير وقت كمال و سلامتش عتق صحيح نيست و از شخص كه مكره باشد و يا سفيه بوده و يا ناسى و غافل و مست نيز اين عمل تحقّق پيدا نميكند همان طورى كه از كسى كه نيّتش تقرّب الى اللّه نباشد عتق صورت نمىگيرد اعمّ از آنكه قصدش ريا بوده يا چنين قصدى هم نداشته باشد و از مفلّس بعد از آنكه اعلام حجر بر او نيز عتق واقع نمىشود ولى پيش از حجر بر او جايز است اگر چه دين و بدهكاريش به مقدار اموالش باشد . و همچنين از مريضى كه بدهى او به قدر اموال يا بيشتر از آن است باطل مىباشد چنانچه اگر قيمت معتق ( بفتح تاء ) در صورت وجود دين براى مريض از ثلث اموال بعد از اخراج دين نيز بيشتر باشد عتق درست