سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
218
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
اينكه در ازاله رقيّت صريح بوده مثل ازلت عنك الرّق ( زائل كردم از تو رقيّت را ) يا فككت رقبتك ( آزادت كردم ) يا كنايه از آن باشد همچون : انت سائبةة ( تو رها هستى ) . شارح ( ره ) در ذيل [ به غير ذلك من الالفاظ ] مىفرماين : مقصود الفاظى است كه شرعا براى تحرير و آزادى وضع نشدهاند . و در تفسير الفاظ كنائى مىفرماين : مقصود از آن لفظى است كه هم احتمال معناى عتق و هم غير آن را داشته باشد مانند مثالى كه مرحوم مصنّف ذكر فرمودند يعنى : انت سائبة . و در ذيل اين مثال مىافزايند : كلمه [ انت ] بفتح تاء بوده نه كسر زيرا [ سائبة ] مؤنّث نيست تا مبتداء به صيغه تأنيث باشد . بعد چند مثال ديگر براى الفاظ كنائى ذكر نموده و مىفرماين : و مانند : لا ملك لى عليك ( من مالك تو نيستم ) و لا سلطان لى عليك ( تسلّطى من بر تو ندارم ) و لا سبيل لى عليك ( تفوّق و حقّى من بر تو ندارم ) و انت مولاى ( تو آقاى من هستى ) . سپس مىفرماين : و در كلمه [ غير ذلك ] كه مرحوم مصنّف فرموده آنچه بلفظ ماضى بر عتق دلالت داشته و غير عتق همچون بيع و اجاره و ساير عقود و ايقاعات را با آن واقع مىسازند داخل مىباشد مانند : اعتقتك . بلكه لفظ صريح در عتق نيز اگر به صيغه ماضى باشد نيز در اين كلمه ( يعنى غيزذلك ) داخل مىباشد مانند : حرّرتك . و از ظاهر كلمات فقهاء اينطور بر مىآيد كه عتق به دو صيغه [ اعتقتك ] و [ حرّرتك ] واقع نمىشود .