سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

144

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

لحوقه به و إن لم يقر به و جعلوا الفرق بين الفراش و غيره : أن الفراش يلحق به و إن لم يعلم وطؤه ، مع إمكانه إلا مع النفي و اللعان ، و غيره من الأمة و المتمتع بها يلحق به الولد إلا مع النفي ، و حملوا عدم لحوقه إلا بالإقرار على اللحوق اللازم ، لأنه بدون الإقرار ينتفي بنفيه من غير لعان ، و لو أقر به استقر و لم يكن له نفيه بعده و هذا هو الظاهر . و قد سبق في أحكام الأولاد ما ينبه عليه ، و لو لا هذا المعنى لنا في ما ذكروه هنا ما ، حكموا به فيما سبق من لحوقه به بشرطه . شرح فارسى : مرحوم شارح مىفرماين : از عبارت مرحوم مصنّف و ساير عبارات همچون كلمات مرحوم محقّق و علّامه روشن و ظاهر مىشود كه مولود صرفا با اقرار مولى به وى ملحق مىشود لذا اگر در حين تولّد سكوت اختيار كرده نه اقرار به آن نموده و نه مولود را از خود نفى كند ابدا طفل به او ملحق نميشود و همين امر را فائده فراش نبودن امه بواسطه وطى قرار داده‌اند . ولى آنچه مطابق با تحقيق جماعتى از علماء است اينكه بايد بگوئيم : مولود يا با اقرار ملحق به مولى شده و يا در صورتى كه بدانيم مولى با كنيز وطى كرده و طفل مولود امكان الحاق بوى را دارد از آن او مىباشد اگر چه مولى اقرار به آن هم نكند و فرق بين فراش و غير آن را اين طور گذارده‌اند كه : در فراش مولود مطلقا به آن ملحق مىشود چه علم بوطى بوده و چه نباشد فقط صرف امكان لحوق در آن كفايت مىكند مگر آنكه صاحب فراش طفل را خود نفى نمايد يا براى نفى و سلبش مبادرت به لعان كند ولى در غير فراش همچون كنيز و زن منقطع در صورتى مولود ملحق بمرد مىباشد