سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
399
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
و پس از آن وى را براى خودش بخرد . شارح ( ره ) مىفرماين : در صورتى كه ظهاركننده همسرش را كه كنيز ديگرى است از مولايش براى خود بخرد كفّارهاى كه به واسطه ظهار به ذمّهاش آمده بود ساقط مىگردد زيرا حليّت استمتاع از كنيز پس از خريدن مستند به ملكيّت است نه عقد ازدواج سابق چه آنكه آن عقد به واسطه خريدن باطل گرديد چنانچه در مسئله سابق گفتيم حكم عقد قبلى باطل مىگردد . سپس مىفرماين : و همچنين حكم ظهار كه وجوب كفّاره باشد در يك مورد ديگر ساقط مىگردد و آن اينست كه : همسر مردى كه شوهرش وى را ظهار كرده كنيز ديگرى بوده و سپس غير شوهر او را از مولايش بخرد و پس از مالك شدن عقد ازدواجش با ظهاركننده را فسخ نمايد و پس از فسخ دوباره همان مظاهر وى را به عقد جديد به همسرى خود درآورد . در اينجا نيز چون عقد قبلى بواسطه فسخ باطل شده لاجرم ظهارى كه از تبعات آن بوده نيز باطل مىگردد و بدين ترتيب كفّاره از ذمّهاش ساقط مىشود . قوله : هى زوجته : ضمير [ هى ] به [ امه ] و ضمير مجرورى در [ زوجته ] به ( ظهاركننده ) راجع است . قوله : ثمّ اشتراها من مولاها : ضمير فاعلى در [ اشتراها ] به [ زوج ] كه ظهاركننده باشد راجع بوده و ضمير مفعولى و ضمير مجرورى در [ مولاها ] به [ امه ] يعنى زنيكه مورد ظهار واقع شده راجع است .