سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
387
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
مىگوئيم در لغت براى معناى اعم و قدر جامع بين وطى و غير آن وضع شده تا بدين ترتيب اشتراك لفظى لازم نيايد . سؤال اگر قائل شويد كه اين لفظ در لغت به معناى اعم از وطى است معذلك در آيه به معناى دخول باشد لازمهاش اين است كه كلمه [ مس ] در اصطلاح شرع از معناى لغوى نقل داده شده باشد پس امر دائر است بين اينكه قائل به اشتراك لفظى شده و در تمام معانى مستعمله آن را موضوع و حقيقت دانسته و بين آنكه ملتزم به نقل شويم يعنى بگوئيم در شرع از معناى لغوى نقل داده شده است هچون الفاظ [ صلوة ] و [ صوم ] و [ حج ] و ديگر الفاظ در حالى كه در مبحث تعارض احوال گفتهاند : اذا دار الامر بين النّقل و الاشتراك فالاشتراك خير من النقل . جواب اگر كلمه [ مس ] در آيه شريفه و ديگر آيات به معناى [ دخول ] باشد لازمهاش نقل نيست و دوران مزبور پيش نمىآيد تا اشتراك لفظى را بر آن ترجيح دهيم بلكه ما اين لفظ را در لغت به معناى واسع و اعم از دخول و انحاء ديگر از تماس مىدانيم يعنى در معناى متواطى و كلّى كه هريك از دخول ، قبله ، مسّ و ديگر معانى از مصاديق آن مىباشند و اين معنا عبارت است از [ تلاقى ابدان بطور مطلق ] اعم از اينكه تلاقى بطور عمل جماع بوده و يا به غير آن صورت گيرد بنابراين استعمال آن در خصوص وطى از باب اطلاق لفظ كلّى و اراده يكى از افرادش مىباشد و بدين ترتيب دوران را بايد اين طور تقرير كنيم :