سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
38
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
شرح فارسى : مرحوم مصنّف مىفرماين : 4 - چهارم از شرائط مطلّق اينست كه داراى قصد باشد بنابراين به عبارت ساهى و خواب و كسى كه از روى غلط و اشتباه صيغه طلاق را خوانده اعتبارى نيست . شارح ( ره ) مىفرماين : فرق بين اوّل يعنى « ساهى » و اخير كه « غالط » باشد اين است كه اوّلى اصلا قصد ندارد نه نسبت به مطلّقه و نه غير او ولى دوّمى نسبت به غير مطلّقه قاصد است منتهى اشتباه كرده و در تلفّظ نام كسى را كه مورد طلاق قرار داده برده است . و از نظر حكم مانند غالط است كسى كه همسر خودش را اجنبيّه پنداشته و وى را طلاق دهد مثل اينكه در تاريكى بوده و نداند كه وى زوجهاش مىباشد يا ولىّ و وكيلش زنى را براى او به همسرى گرفتهاند و وى بدون اينكه بداند زنى را كه مورد صيغه طلاق قرار مىدهد همانست صيغه را جارى نمايد كه در اين صور طلاق صحيح نيست . قوله : لا قصد له مطلقا : ضمير در [ له ] به الاوّل راجع بوده و مقصود از [ مطلقا ] اينست كه نه نسبت به مطلّقه و نه غير او . قوله : و الثانى له قصد الى غير من طلّقها : ضمير در [ له ] و ضمير فاعلى در [ طلّقها ] به ثانى و ضمير مفعولى آن به [ من موصله ] راجع است و تأنيث آن به اعتبار معناى موصول مىباشد . قوله : فغلط و تلفّظ بها : ضمير در [ غلط ] و [ تلفّظ ] به ثانى و ضمير مجرورى در [ بها ] به [ من طلّقها ] عائد است . قوله : و مثله ما لو ظن زوجته اجنبيّة : ضمير در [ مثله ] به غالط راجع است .