سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
229
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
كه به مقدار عدّهاش گذشته باشد مىتواند همچون مطلّقه شوهر كند چه آنكه علّت عدم جواز در [ متوفى عنها ] مسئله حداد است و وقتى آن را بر كنيز واجب ندانستيم علّت حكم زائل شده قهرا حكم مزبور نيز ساقط مىگردد . قوله : و الفرق : يعنى فرق بين مطلّقه و متوفّى عنها زوجها . قوله : مع النّص : مقصود اخبار و نصوصى است كه در اين باب وارد شده و بين اين دو زن فرق گذاردهاند . و از جمله اين اخبار دو خبرى است كه در ذيل نقل مىشود : 1 - محمد بن الحسن ، از على بن الحكم ، از ابى ايّوب ، از محمد بن مسلم ، از ابى جعفر عليه السّلام قال : اذا اطلّق الرّجل امرأته و هو غائب عنها فليشهد عند ذلك ، فاذا مضى ثلاثة اشهر فقد انقضت عدّتها و المتوفّى عنها تعتدّ اذا بلغها . ( وسائل ج 15 ص 448 ) 2 - محمد بن على بن الحسين به اسنادش به قضاياى منقوله از مولانا امير المؤمنين عليه السّلام در حديثى حضرت فرمودند : و المطلّقة تعتدّ من يوم طلّقها زوجها ، و المتوفّى عنها تعتدّ من يوم يبلغها الخبر . ( وسائل ج 15 ص 449 ) قوله : و لا يتم الّا مع بلوغها الخبر بموته : ضمير در [ لا يتم ] به [ حداد ] و در [ بلوغها ] به [ زوجه ] و در [ بموته ] به [ زوج ] راجع است . مؤلّف گويد : در اخبار عديدهاى به اين تعليل تصريح شده كه از جمله آنها دو خبر ذيل مىباشد : 1 - محمد بن يعقوب ، از على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن ابى نصر ، از