سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

215

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

حمل كه همان مولاى كنيز است بايد نفقه را متحمّل شود ولى در صورتى كه نفقه در اين زمان را براى زوجه بدانيم بر مطلّق واجب است آن را بپردازد . ب : در جائى كه عبدى با كنيز يا حرّه‌اى ازدواج نمود و مولاى عبد در صورت ازدواج وى با كنيز شرط نمود كه ولد ايشان منحصرا مملوك وى بوده و مولاى كنيز در آن سهيم نباشد . در اين صورت نيز اگر نفقه را براى حمل دانستيم بر زوجه نفقه نمىباشد . سپس مرحوم شارح به وجه اين دو ثمره پرداخته و مىفرماين : امّا وجه عدم وجوب نفقه بر شوهر در فرض اوّل كه نفقه را براى حمل بدانيم اينست كه حمل ملك مولاى كنيز مىشود و نفقه ملك ديگرى بر شخص واجب نمىباشد . و اما در فرض دوّم : وجهش اينست كه وقتى نفقه را براى حمل دانستيم اگر چه حمل فرزند عبد مىباشد ولى بر بر بنده لازم نيست كه نفقه اقارب و ارحام را بپردازد به خلاف آنكه نفقه براى حامل باشد كه در هردو موضع بر شوهر انفاقش واجب است . اما وجوب نفقه در موضع اوّل كه ظاهر و روشن است و نيازى به توجيه ندارد و در موضع دوّم بايد بگوئيم نفقه همسر عبد لازمست از كسب وى پرداخته شده و يا در ذمّه مولاى او قرار گيرد چه آنكه در اين مسئله بين ارباب فتوى اختلاف است ، گروهى نفقه همسر عبد را در كسب گفته و دسته‌اى ذمّه مولاى عبد را مشغول دانسته‌اند . ج : و نيز ثمره در موضع سوّمى ظاهر شده و آن در جائيست كه نكاح فاسد واقع شده و زوج حرّ و آزاد باشد كه در اين فرض كسى كه نفقه را