سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

152

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

است ، يعنى بسا زنان به واسطه داشتن حمل مسترابه شده و خون حيض از ايشان قطع مىشود . قوله : قبل اقصى الحمل : يعنى پيش از تمام شدن نه ماه . قوله : انقضت عدّتها : يعنى عدّة المرأة . قوله : و الا صبرت تسعة اشهر : و اين صبر به خاطر احتمال حمل مىباشد . قوله : الّا ان يتمّ الاقراء قبلها : يعنى قبل ثلاثة اشهر . قوله : فيكتفى بها : ضمير در [ بها ] به اقراء راجع است يعنى اگر پيش از سه ماه سه طهر كامل شد به همان اكتفاء كرده و نيازى به انقضاء سه ماه بعد از نه ماه يا يك سال نيست پس بنابراين قول كه رأى مشهور است پس از گذشتن نه ماه اگر اقراء كامل نشد در سپرى شدن عدّه يا انقضاء سه ماه ديگر لازم است و يا اكمال اقراء ولى بعضى فرموده‌اند تنها انقضاء عدّه به اين است كه يا سه ماه بعد از اقصاى حمل بگذرد يا سه طهر ديگر ببيند و به آنچه قبل از نه ماه يا در ظرف نه ماه ديده نمىتوان اكتفاء كرد و حاصل آنكه اكمال اقراء موجب گذشتن عدّه و اتمام آن نيست بلكه سه طهر جديد باعث آن بوده همانطورى كه گذشتن سه ماه جديد بعد از نه ماه سبب تمام شدن عدّه مىباشد . قوله : و اطلاق النّص و الفتوى : مقصود از [ فتوى ] فتواى مشهور و از [ نص ] روايتى است كه مرحوم صاحب وسائل در ج 15 ص 442 به اين شرح نقل فرموده است : محمد بن يعقوب ، از حميد ، از ابن سماعة و از ابى على اشعرى ، از محمد بن عبد الجبّار ، از صفوان از محمد بن حكيم ، از عبد صالح عليه السّلام قال : قلت له : المرأة الشّابّة الّتى تحيض مثلها يطلّقها زوجها فيرتفع طمثها ما عدّتها ؟