سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
12
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
شرح فارسى : مرحوم مصنّف مىفرماين : عبرت و اعتبارى به الفاظ [ سراح ] و [ فراق ] و [ خليّه ] و [ برية ] و غير اينها نبوده اگرچه مجرى صيغه با آنها قصد طلاق بكند . شارح ( ره ) مىفرماين : حكم به عدم اعتبار الفاظ مزبور از نظر ما اماميّه اتفاقى و اجماعى است اگرچه خداوند متعال در قرآن كريم از طلاق به دو لفظ [ سراح ] و [ فراق ] تعبير فرموده است چه آنكه در جائى مىفرمايد : الطلاق مرتان فامساك بمعروف او تسريح باحسان ( يعنى طلاق دو بار است ، پس نگهداشتنى به خوبى يا رها ساختنى با نيكى ) . كلمه [ تسريح ] در اينجا به معناى طلاق مىباشد . و در جاى ديگر مىفرماين : فاذا بلغن اجلهنّ فامسكوهنّ بمعروف او فارقوهنّ بمعروف ( يعنى پس هنگامى كه مدّت ايشان فرارسيد پس يا ايشان را به خوبى نگاه داريد يا از ايشان به خوبى جدا شويد ) كه كلمه [ فارقوهنّ ] در اينجا كنايه از طلاق است . و وجه عدم وقوع طلاق با اين دو لفظ آنست كه : اين دو لفظ بدون قرينه بر طلاق اطلاق نمىشوند از اينرو كنايه از آن بوده و صراحتى در آنها نسبت به طلاق نيست و قبلا گفته شد كه الفاظ غير صريح در وقوع عقود در ايقاعات كافى نيستند . و اما تعبير از طلاق به اين دو لفظ در قرآن كريم به تنهائى دلالت بر جواز ايقاع طلاق به آنها ندارد چه آنكه ممكنست دو آيه مذكور در مقام اخبار از حدوث و وقوع عقد باشند . سپس در ذيل [ و كذا الخليّة و البريّة الخ ] مىفرماين : و غير اين دو لفظ از الفاظى كنائى ديگر همچون [ البتة ] و [ البتلة ]