سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
59
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
پيدا شده از اينرو معنا ندارد كه جهت تنصيف مهر آن قيمت مرتفع را در نظر بگيرند و وجهى براى اين اعتبار به نظر نمىآيد . مؤلف گويد : بنابراين اگر مهريه زن يك رأس اسب بود و شوهر بمجرّد عقد و پيش از دخول آن را بزن تسليم نمود و پس از دو ماه قبل از اينكه با وى نزديكى كند او را طلاق داد در اينجا اگر اسب را زن فروخته باشد و فرض كنيم كه قيمتش از به دو قبض تا زمان طلاق و مراجعه مرد 10000 تومان بود شوهر مىتواند 5000 تومان از زن دريافت كند ولى اگر در ماه اوّل قيمتش 10000 تومان و در ماه دوم 15000 تومان شد مرد نميتواند هفت هزار و پانصد تومان از زن مطالبه نمايد بلكه همان 5000 تومان را بيشتر استحقاق ندارد چنانچه اگر در ماه دوّم قيمتش 8000 تومان شد بيش از چهار هزار تومان مستحق نمىباشد . زيرا تا ما دامى كه مرد زن را طلاق نداده اسب در ملك اوست قهرا هرنماء و زيادى قيمت كه در آن حادث شود از آن زن مىباشد و نيز بعد از طلاق تا ما دامى كه مرد به نصف مهر رجوع نكرده باز مهريه بملك زن باقى است و حاصل آنكه تا از وى مطالبه حق خويش را نكرده زن مالك مهر است و از باب اينكه مالك عين مالك منافع و نماءات آن نيز مىباشد مرد در زيادى قيمت كه فرضا در مهر پديد آمده باشد هيچگونه حقّى ندارد پسر صرفا نصف قيمت نازل را بيشتر نمىتواند از زن بستاند . قوله : فان تعقبه طلاق قبل الدخول : ضمير منصوبى در [ تعقبه ] به نماء و احيانا ممكنست آن را به عقد راجع بدانيم چه آنكه