سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
310
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
شارح ( ره ) مىفرماين : مقصود از [ غيره ] در عبارت مرحوم مصنف حملى است كه زن آن را سقط مىنمايد و در موردى كه بواسطه برخى از امور همچون وجوب كفن و لزوم مؤنه تجهيز و امثال آن از احكامى كه بر حيات طفل مترتبست نياز به الحاقش به زوج داشته باشيم همنطوريكه مرحوم مصنف فرمودهاند بايد بامر متعارف و معتاد براى همچون حملى كه زن سقط نموده رجوع شود . مثلا اگر آنچه زن سقط كرده عقله ( خون بسته شده ) باشد لازم است بين زمان وطى و هنگام سقط 40 روز فاصله شده باشد و اگر مضغه ( گوشت كوبيده شده ) باشد جهت الحاق بايد بين دو زمان مزبور 80 روز قرار گرفته باشد . بنابراين اگر بحسب عادت امكان داشت كه حمل سقط شده از زوج باشد به او ملحق شده و وى ملزم به احكام مترتّب بر آن مىباشد و اگر عادتا معلوم باشد كه از وى منتفى است مثل اينكه مدت غيبت مرد از زن و دورى وى از او بمراتب بيش از زمان تخلّق و تكوّن سقط شده مىباشد مثلا مرد مدّت 8 ماه است كه نزد همسرش بطور قطع نبوده در حالى كه حمل سقط شده مضغه است كه بحسب معتاد چنانچه گفته شد سقط آن در 80 روزه صورت مىگيرد بنابراين در چنين وقتى مىتوان علم پيدا نمود كه حمل مزبور از مرد منتفى است . قوله : هذا فى الولد التّام : مشار اليه [ هذا ] اقل و اقصاى حمل است كه از نظر آراء و اقوال ذكر شد . قوله : ولجته الرّوح : كلمه [ ولوج ] به معناى حلول است .