سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
256
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
يا مىتوان گفت بنابر قول كسانى كه ابتداء آن را واجب نمىدانند حقّى است مختصّ به مرد لذا اگر وى به بخشش زن راضى شد و فرض اين باشد كه صاحب حق شب خود را بيكى از رقباى خود بطور معيّن و مشخّص هبه نموده باشد مرد آنشب را نزد مرهوب لها مانده و علاوه بر آن شبى را كه نوبت خود او است نيز بايد به نزدش برود اعم از آنكه دو شب متصل بهم بوده يا از يكديگر منفصل باشند بنابراين در صورت انفصال آن دو از هم هركدام را بايد بجاى خود ايفاء نمايد . برخى از فقهاء فرمودهاند . مرد مىتواند در صورت انفصال دو شب آنها را متّصل و بدون فاصله ايفاء نمايد چه آنكه در اين صورت بر وى امر سهل و آسانتر شده و از طرفى ديگر مقدار حق بواسطه اتّصال دو شب فرق نكرده و مختلف نمىشود . شارح ( ره ) مىفرماين : اين مقاله ضعيف و غير قابل اعتماد است زيرا در صورت اتّصال دو شب چه بسا بين ايندو شب حق ديگرى بوده و بدينترتيب تأخير افتاده و بوى اجحاف و جور مىشود . و از اين گذشته وجه ديگرى كه موجب ضعف اينقول مىباشد آنكه زنيكه شب خود را بخشيده چه بسا ممكنست از هبه خود بخواهد رجوع نمايد و با فاصله دو شب مجال باقيست در حالى كه اگر آن دو شب را مرد متواليا اداء نمايد اين امر موجب انتفاء مجال شده و بدين ترتيب حق رجوع ساقط مىشود . پس حق همان رأى اوّل است كه با انفصال دو شب مرد حق