سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

353

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

لهذا الحكم المخالف للأصل فإن الولد إذا كان مع الإطلاق ينعقد حرا فلا تأثير في رقيته للشرط ، لأنه ليس ملكا لأبيه حتى يؤثر شرطه ، كما لا يصح اشتراط رقية من ولد حرا سيما مع ورود الأخبار الكثيرة بحرية من أحد أبويه حر ، و في بعضها لا يملك ولد حر . [ مقصود از بناء عتق بر تغليب ] شرح فارسى : مرحوم مصنف مىفرماين : اگر در فرضيكه يكى از زن و شوهر رق باشد مولاى وى شرط نمود كه فرزند متولد از ايندو رق و مملوك او باشد بنابر قولى كه بين اصحاب مشهور است شرط مزبور جايزه بوده و فرزند رق مىشود ولى اينقول مأخذش ضعيف مىباشد . شارح ( ره ) مىفرماين : زيرا مدرك آن روايت مقطوعه‌اى استكه دلالت دارد بر اينكه فرزند حرّ از مملوكه مملوك و رق مىباشد و فقهاء آن را بر موردى حمل كرده‌اند كه مولاى مملوكه در ضمن عقد شرط رقيّت فرزند را نموده باشد . ولى بايد گفت مثل چنين روايتى صلاحيّت ندارد كه حكم مزبور را كه با اصل و قاعده مخالف است تأسيس و تشريع نمايد چه آنكه با اطلاق عقد فرزند نطفه‌اش حرّ منعقد شده و حرّ نيز به دنيا مىآيد بنابراين شرط رقيّت اثرى ندارد در اينكه بتواند او را رقّ و مملوك نمايد چه آنكه فرزند مملوك پدر نيست تا حق اينمعنا را داشته باشد كه شرط رقيّت را پذيرفته و بدين ترتيب بواسطه شرط فرزند خود را كه شرع حكم به حرّيت آن نموده مملوك و رق نمايد چنانچه صحيح نيست مولودى كه حرّ به دنيا آمده بواسطه شرط آن را رق نمايند مثل مورديكه زن و شوهر هردو حرّ بوده و بواسطه شرط در ضمن عقد فرزندشانرا