سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
282
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
تنبيه مرحوم مصنف با اسقاط مهر يا مقدارى از آن در مقابل وقت ضايع شده اطلاق تقاص نمود ، اين اطلاق مجازى است زيرا اخلال زن به مدت و تضييع آن كافى است در سقوط آنچه مقابلش قرار دارد و پرواضح است اسقاط عوض را تقاص نخوانند مگر بعنايت مجاز . فرع ديگر اگر زن در اثناء مدّت متعه فوت شد يا پيش از دخول از دنيا رفت بطريق اولى مهريهاش ساقط نشده و همچون زنيكه در عقد دائم مرد است و پيش از استمتاع فوت شود مهريهاش بذمّه مرد ثابت بوده و بايد آن را به ورثه او بپردازد . قوله : باعتباره شئ : ضمير در [ باعتباره ] به منع لعذر راجع است . قوله : كالاختيارى : يعنى كالمنع الاختيارى . قوله : نظرا الى انّه فى مقابلة الاستمتاع : ضمير در [ انّه ] به مهر راجع است . قوله : و هو مشترك بين الاختيارى و الاضطرارى : ضمير [ هو ] به بودن مهر در مقابل استمتاع راجعست . قوله : و ضعفه ظاهر : ضمير در [ ضعفه ] به احتمال راجع است . قوله : و فى رواية عمر بن حنظله : روايت مزبور را مرحوم