سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

148

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

كلمه [ الطلاق ] محذوف كه مفعول دوّم [ يطلقها ] است بنابراين تقدير عبارت چنين مىشود : ثمّ يطلّقها الطلاق الثالثة . قوله : فينكحها بعد عدّتها زوج آخر : ضمير مفعولى در [ ينكحها ] و ضمير مجرورى در [ عدّتها ] هردو به زوجه مطلّقه راجع بوده و كلمه [ زوج آخر ] صفت و موصوف . فاعل هستند براى [ ينكحها ] و مقصود از [ زوج آخر ] همانست كه در اصطلاح بنام محلّل خوانده مىشود و مراد از [ عدّتها ] عده طلاق سوم استكه عدّه بائن مىباشد . قوله : ثمّ يفارقها بعد ان يطاءها : ضمير فاعلى در [ يفارقها ] و [ يطاءها ] به زوج آخر راجع بوده و ضميرهاى مفعولى به زوجه مطلّقه عود مىكنند . قوله : فيتزوجها الاول : ضمير مفعولى در [ يتزوجها ] به زوجه مطلقه راجع بوده و مراد از [ الاول ] شوهر اول مىباشد . قوله : بعد العدة : مقصود از [ عده ] عده‌اى استكه زن بابت طلاقى كه از محلّل گرفته بايد رعايت كند . قوله : و يفعل كما فعل اوّلا : ضمير فاعلى در [ يفعل ] و [ فعل ] بزوج اول راجع است و مقصود از اين عبارت اينست كه پس از ازدواج مجدّد با همسر سابقش دوباره وى را در طهر غير مواقعه طلاق داده و در عدّه رجوع نمايد و سپس با وى همبستر شود و پس از ديدن حيض و پاك شدن از آن براى بار پنجم وى را طلاق داده و در عدّه رجوع كرده و با وى مواقعه نمايد و بعد از ديدن حيض و پاك شدن از آن براى بار ششم وى را طلاق دهد كه اين طلاق ، طلاق بائن محسوب شده و پس از وقوعش مرد ديگر نمىتواند رجوع كند بلكه لازم