سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
147
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
مجموع را عدّى خواندهاند . ب : از علاقه مجاورت استفاده شده و بسه طلاق بائنى كه در مجاورت شش تا عدّى واقع شدهاند مجازا نام عدّى گفته شده است . قوله : اما المطلقة تسعا للعدّة : تقدير عبارت چنينست : اما الزوجة التى طلقت حالكون طلاقها تسعا للعدة الخ بنابراين كلمه [ تسعا ] حال و [ للعدّة ] جار و مجرور ، متعلق است به استقر و صفت است براى [ تسعا ] . قوله : و المراد به : ضمير مجرورى در [ به ] به تسعا راجع است . قوله : اين يطلّقها على الشرائط : ضمير فاعلى در [ يطلّقها ] بزوج و ضمير مفعولى به زوجه راجعست و مقصود از [ شرائط ] شرائط صحت طلاق است مثل اينكه زن در طهر غير مواقعه بوده و نيز طلاق در حضور دو عادل صورت گرفته باشد و شروط ديگرى كه در طلاق معتبر است و انشاء اللّه در مبحث طلاق ذكر خواهيم نمود . قوله : ثمّ يراجع فى العدة : ضمير فاعلى در [ يراجع ] به مطلّق يعنى زوج راجع است و مراد از [ عدّه ] سه طهرى است كه زن بايد آن را ببيند تا بطور كلى از مرد جدا گردد . قوله : ثمّ يطلّق فى طهر آخر : مقصود از [ طهر ] آخر اينست كه مرد پس از همبستر شدن با زن صبر كند تا وى حيض شده و سپس بعد از پاك شدن از حيض وى را طلاق دهد و اين پاكى بعد از حيض همان [ طهر آخر ] مىباشد . قوله : ثمّ يطلّقها الثالثة : كلمه [ الثالثه ] صفتست براى