سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

119

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

فاسد و باطل است در نتيجه پس از آنكه از احرام خارج و محلّ گرديد مىتواند دوباره زن را به عقد خويش درآورد . ناگفته نماند : حكمى كه مرحوم مصنف در متن آوردند از نظر مشهور فقهاء است و مستند و مدرك آن روايتى است از مولانا حضرت صادق عليه السلام كه منطوق آن دلالت بر حكم صورت علم داشته و مفهومش بيان حكم فرض جهل را مىنمايد . به اين معنا كه منطوقش دلالت دارد بر آنكه اگر شخص با علم بحرمت زنى را در حال احرام عقد نمايد بر وى حرام دائمى مىشود و مفهومش بيان مىكند كه در صورتى كه عقد از روى جهل بمسئله باشد زن بر وى حرام نمىگردد و چون اين مفهوم بوسيله اصل يعنى اصالة الاباحة يا استصحاب حلّيت تأييد مىگردد لاجرم ضعفى كه در دلالت مفهومى نسبت بمنطوق هست بدينوسيله جبران مىگردد و ديگر نمىتوان عذر آن را بمجرّد ضعف دلالت خواست و طرح نمود . تذكر لازم بتذكر است كه اگر مردى در حال احرام با همسر خويش كه قبل از احرام به تزويج خويش درآورده همبستر شده و با او نزديكى كند مطلقا زن بر وى حرام نمىگردد چه عالم بمسئله بوده و بداند كه اين عمل در حال احرام حرامست و چه جاهل باشد . قوله : لو عقد المحرم : اعم از آنكه احرام از طرف خود بوده يا نيابتا از جانب ديگرى باشد . قوله : بفرض او نفل : كلمه [ بفرض ] جار و مجرور ، متعلق