سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

352

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

ديگر كه از زيد جدا شده و شوهرش عمرو مىباشد پس از تماس عمرو با وى و حامل شدن و بهم رسيدن شير تعدادى طفل مؤنث را شير داد در اينجا بين اين مؤنث‌ها و مذكرهاى قبلى نشر حرمت محقق نمىگردد يا مثلا هند طفلى را به شيرى كه از زيد است شير داد و سپس طفل مؤنثى را به شيرى كه از عمرو حاصل شده و پس از آن طفل مذكر ديگرى را بشيرى كه از بكر بهمرسيده و در مرتبه چهارم مؤنثى را به شيرى كه از خالد درست شده شير داد در اينجا هيچ كدام از اين اطفال بر يكديگر حرام نمىشوند . و سپس در ذيل [ لم يحرم بعضهم على بعض ] مىفرماين : و اگر فحل دو تن از طفلان شيرخوار متحد باشد تحريم بين ايندو محقق شده ولى باقى اطفال بينشان نشر حرمت نمىشود . مثلا هند يك طفل مذكر و مؤنث را به شيرى كه متعلق به زيد است شير داد سپس مذكر و مؤنثى ديگر را به شيرى كه بعمرو تعلق دارد شير دهد در اينجا نشر حرمت تنها بين هرمؤنثى است كه با مذكر خويش هم‌شير بوده و شيرشان از يك مذكر و فحل بوده است فلذا در مثال مزبور مؤنثى كه از شير متعلّق به زيد ارتضاع نموده بر مذكرى كه از شير عمرو خورده است حرام نمىباشد البته عبارت مرحوم مصنف از افاده اين معنا قاصر بوده ولى مراد معلوم و حاصل است . سپس در ذيل كلام مىفرماين : در صورتى كه فحل واحد باشد نشر حرمت محقق و ثابت است اعم از آنكه مرضعه واحد بوده يا متعدد باشد بطورى كه هركدام از اطفال شيرخوار از زنى غير از ديگرى بطور كامل شير خورده باشد حتى اگر