سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

323

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

در نتيجه بايد گفت : خوردن شير از زنيكه خالى از حمل و فرزند باشد اعتبارى ندارد اگرچه با وى نكاح و وطى صحيح شرعى نيز صورت گرفته باشد حتى مىتوان گفت : اگر شوهر همسر خود را كه از وى حامله است يا فرزندش متولّد شده و شيرخوار مىباشد طلاق داد و زن از آن شير طفلى را ارضاع نمود احكام رضاع از جمله نشر حرمت مترتب مىگردد مثل همان صورتى كه زن در وقت داشتن شوهر و در حباله وى بودن اگر بطفلى شير مىداد بلكه مىتوان گفت اگر زن پس از طلاق و سپرى شدن عدّه شوهر كرد و از شير شوهر سابقش كه هنوز در وى مانده طفلى را شير داد باز نشر حرمت ثابت بوده و طفل شيرخورده فرزند رضاعى زن و شوهر سابقش مىباشد . قوله : بلبن الخالية منهما : ضمير تثنيه به ولد و حمل راجع است . قوله : بالنّكاح المذكور : كلمه [ بالنكاح ] جار و مجرور بوده و متعلّق است به [ صدور ] و مراد از نكاح مذكور ، نكاح صحيح و شرعى است . قوله : و هى حامل منه : ضمير [ هى ] به زوجه راجع بوده و ضمير در [ منه ] به [ الزوج ] عود مىكند . قوله : نشر الحرمة : يعنى طفل شيرخورده فرزند هردو محسوب مىشود . قوله : كما لو كانت فى حباله : ضمير در [ كانت ] بمرضعه