سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
122
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
و آن روايت اين است كه : اگر زنى مست خود را به تزويج ديگرى داد و سپس افاقه پيدا نمود و به آن راضى شد يا دخول با وى صورت گيرد و پس از افاقه تزويج را تثبيت كرد عقدش ماضى و ثابت است . البته اين روايت صحيح است ولى چون با اصول و قواعد شرعى مخالفت دارد ازاينرو حضرات علماء اماميه باستثناى مرحوم شيخ الطائفه در كتاب نهايه آن را طرح و ردّ فرمودهاند . قوله : و يعتبر فى العاقد الكمال : مقصود اين است كه مجرى صيغه اعم از موجب و قابل بايد كامل باشند و منظور از كمال . بلوغ ، عقل و اختيار مىباشد . بنابراين اگر زوج و زوجه هردو غير كامل بوده ولى عاقد كامل باشد عقد صحيح و زوجيّت حاصل مىشود ولى در عكس آن كه زوج و زوجه كامل بوده ولى عاقد غير كامل باشد عقد باطل و زوجيّت تحقق نمييابد . قوله : فالسكران باطل عقده : ضمير در [ عقده ] به [ سكران ] راجع است و وجه بطلان عقدش اين است كه وى در حال اجراء صيغه عاقل نيست ولو عرضى باشد . قوله : ولو اجاز بعده : ضمير فاعلى در [ اجاز ] به سكران و ضمير در [ بعده ] به [ سكر ] راجع است يعنى : اگرچه عقد را بعد از مستى و به هوش آمدن اجازه دهد . قوله : و خصّه بالذكر : ضمير فاعلى در [ خصّه ] بمصنف ( ره ) و ضمير مفعولى به [ سكران ] راجع است . قوله : تنبيها على ردّ ما روى : مقصود روايتى استكه مرحوم