سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
378
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
جواب مرحوم شارح در جوابى مىفرماين : تكثّر و تعدّد مستحق در اينجا قادح و مضر نيست و با كلاميكه قبلا گذشته هيچ تنافى ندارد زيرا تعدّد مستحقين در اينجا عارضى و بعدا حادث شده و در وقت بيع شريك يكنفر بوده است كه همان مورّث باشد و اعتبار به وحدت و كثرت شريك در همان زمان بيع بوده نه بعداد و در وقت اخذ بشفعه . بنابراين آنچه سابق گفتيم بملاحظه زمان بيع و وقت عقد بوده و آنچه در اينجا تصوير شده باعتبار زمان اخذ و اعمال حقّست و پر واضح است كه ايندو كلام به اين دو ملاحظه با هم هيچ تنافى و تهافتى ندارند . قوله : فلو عفوا الا واحدا : ضمير [ عفوا ] به ورثه راجعست . قوله : اخذ الجميع : ضمير مستتر فاعلى در [ اخذ ] به [ واحد ] عود نموده و مقصود از [ جميع ] تمام شقص مىباشد . قوله : او ترك : يعنى ترك الجميع ، بنابراين ضمير مستتر به [ واحد ] راجع مىباشد . قوله : و لا يقدح هنا : مشار اليه [ هنا ] مورد انتقال شفعه به ورثه مىباشد . قوله : لا الاخذ : يعنى نه وقت اخذ بشفعه نمودن . متن : و يجب تسليم الثمن أولا جبرا لقهر المشتري ثم