سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

292

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

اول [ و در ] به [ به كذاى ] دوم عود مىكند . قوله : و اصلها التقوية : ضمير در [ اصلها ] بشفعه راجع بوده و مقصود از [ اصل ] لغت مىباشد . قوله : و منه الشفاعة : ضمير در [ منه ] باصل راجعست . قوله : و شرعا استحققا الشريك الخ : مثلا زيد و عمرو در خانه‌اى شريك بوده فرضا هركدام مالك سه دانگ آن مىباشند سپس زيد حصه خود يعنى سه دانگ خانه در بخالد فروخت ، عمرو پس از اطلاع مىتواند بگويد [ اخذت بالشفعة ] و سه دانگ فروخته شده بخالد را بدين وسيله در ملك خود داخل كند ، پس مقصود از [ شريك ] عمرو و از حصه مبيعة سهمى است كه زيد آن را بخالد فروخته است . قوله : و لا يحتاج الى قيد الاتحاد : مىتوان گفت اين عبارت جواب از سؤال مقدارى است به اين شرح : سؤال در شفعه لازمست كه شريك واحد باشد چه آنكه در صورت تعدد اين حق براى هيچيك ثابت نمىباشد پس لازم است از قيد [ واحد ] در تعريف شفعه ياد شود از اينرو تعريف مرحوم ماتن كه خالى از آنست ناقص و معيوب مىباشد .