سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
291
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
ماده [ شفعت كذا بكذا ] يعنى آن را زوج قرار دادم مىباشد چه آنكه گويا شفيع نصيب و حصه خود را بواسطه نصيب شريكش جفت و زوج قرار مىدهد لذا بدين مناسب اين عمل را بنام مزبور خواندهاند . اين كلمه در لغت به معناى تقويت و كمك نمودن مىباشد و از اينرو است كه شفاعت را شفاعت گفته و نماز شفع را شفع خواندهاند . چه آنكه در شفاعت تقويت شخص و كمك به آن شده و عدد وتر و تك بواسطه همانند و مماثلش تقويت گردد . و بهر تقدير [ شفعه ] از نظر مصطلح شرعى همانطورى كه مرحوم مصنف فرمودهاند عبارتست از استحقاق داشتن شريك نسبت بصحهاى كه در شراكتش بوده و اكنون فروخته شده است . تحقيق مرحوم شارح در عبارت متن كتاب شارح ( ره ) مىفرماين : در تعريفى كه ذكر شد نيازى نيستكه قيد [ اتحاد ] و قيود ديگرى كه در استحقاق شريك دخيل و معتبر هستند ذكر شوند چه آنكه فس كلمه [ استحقاق ] مستلزم اين قيود بوده و بدون فراهم بودن و تحقق داشتن آنها استحقاق حاصل نمىشود . بلى مىتوان گفت در بيان احكام بذكر آنها احتياج است نه در مقام تعريف و شرح ماهيّت شفعه . قوله : اذا جعلته شفعا به : ضمير در [ جعلته ] به [ كذاى ]