سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
213
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
البته در موردى كه وى از مباشرت غسل اعضاء و مسح آنها عاجز و ناتوان باشد فقهاء فرمودهاندن كه تكليفش اين است كه خود نيّت حصول طهارت را نموده و ديگرى دست و روى وى را بشويد و مسح كند ولى مثل اين امر را در واقع توكيل نگويند تا موجب نقض گفتار شود فلذا ملاحظه مىشود كه در همين مسئله فقهاء فرمودهاند كسى كه وكيل شدنش جايز نيست همچون مجنون مىتواند متصدى اين امر شود . پس در نتيجه بايد گفت اين امر صرف استعانت و كمك نمودن بر رساندن آن باعضاء است بهر نحوى كه باشد چه از عاقل صادر شده و چه از ديوانه و چه از بالغ و چه از نابالغ . و سپس در ذيل [ او الصلاة الواجبة فى حال الحيوة ] چنين مىفرماين : نماز واجب در حال حيات نيز وكالت بردار نيست فلذا نميتوان در آن نائب گرفت حتى با عجز و ناتوانى از آن مگر نسبت به دو ركعت طواف در جائى كه شخص حىّ از انجام مراسم حج واجب عاجز باشد و به منظور بجا آوردن آن شخصى را نائب خود كند كه در اين فرض نائب وقتى حج را از طرف وى بجاى آورد در ضمن دو ركعت نماز طواف را نيز نيابتا از طرف وى انجام مىدهد يا در خصوص همين دو ركعت در برخى موارد نيابت صحيح است مثل اينكه شخص بواسطه مرض و كسالت يا عارضه ديگر نتواند آن دو ركعت را بخواند كه در اينجا نيز مىتواند شخص عاجز ديگرى را در خواندن آن وكيل و نائب خود نمايد . و پس از آن مىفرماين :