سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

113

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

ضروريات تجارت بوده لازم است آن را از آنچه در دست عبد است بپردازند و در صورتى كه مال موجود وافى به قرض نباشد نسبت به تتمه آن عبد بايد كار كند و از مالى كه تحصيل مىكند آن را بپردازند بدون اينكه حقى نسبت بمالهاى ديگر مولا تعلّق گيرد يعنى مولا ملزم نيست آن را از مالهاى ديگرش غير از كسب عبد بپردازد و روايت را مىتوان بر اين مورد حمل نمود يعنى بر جائى كه استدانه عبد براى ضرويات تجارت بوده و مال موجود در دستش وافى بپرداخت قرض نبوده است از اينرو معصوم عليه السلام فرموده‌اند كه تتمه آن را از كسب وى بايد بدهند . قوله : فيلزم ذمته لو تعدّى المأذون نطقا او شرعا : ضمير در [ ذمته ] به مملوك عائد است و مقصود از [ المأذون نطقا ] موردى است كه مولا بصراحت معامله‌اى را بوى اذن داده باشد و از [ شرعا ] جائى است كه گرچه از قبل آقا مأذون نبوده ولى شرع بوى اجازه داده است همچون گرفتن قرض براى ضروريات تجارت . قوله : بعد عتقه و يساره : هردو ضمير مجرورى به [ عبد ] راجع است . قوله : و الا ضاع : يعنى و الا يصر موسرا ضاع الحق . قوله : و لو كانت عينه باقية : ضمير در [ عينه ] به مال القرض يعنى مالى كه بدون اذن آن را گرفته راجع است . قوله : و قيل يسعى فيه العبد : قائل اين قول مرحوم علامه حلّى در كتاب مختلف است كه از دلالت روايت بر اين امر نفى بعد نموده .