سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

462

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

بنا بفرموده مشهور اگر عين مبيع تلف نشده بلكه از ملك مشترى به انتقال لازم همچون بيع و عتق نقل داده شده باشد آيا آن را در حكم تلف بايد قرار داد تا در نتيجه قول مشترى مقدم باشد يا حكم بقاء بر آن مترتب بوده و بدين ترتيب كلام بايع ترجيح دارد بين فقهاء دو رأى است كه از نظر ما پسنديده‌تر اين است كه بگوئيم انتقال لازم بمنزله تلف نيست زيرا قيام عين و بقاء مبيع بر آن صادق است پس بايد قول بايع در اين صورت نيز مقدّم باشد . سؤال گرچه همانطورى كه گفته شد قيام و بقاء عين صادق است ولى علّتى كه در تلف موجب حكم گذشته يعنى تقديم قول مشترى بود در اينجا عينا موجود است و آن اينكه با تلف مبيع مشترى فعلا - دستش از انتفاع از آن كوتاه است پس مناسب اين است كه در اخذ ثمن لا اقل قول وى مقدم باشد تا اجحاف بوى لازم نيايد و اينمعنا همانطورى كه اشاره شد عينا در انتقال لازم از ملك وى وجود دارد و از باب العلة يعمّم كما يخصص لازم است در اينجا نيز مانند تلف قول مشترى را مقدم داشت . جواب قبول نداريم كه انتقال لازم در علت حكم با تلف مساوى باشد