سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
412
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
تلف نموده يا بايع سبب اتلافش شده باشد مشترى مخيّر است بين اينكه معامله را فسخ كرده و ثمن خود را از بايع بگيرد همانطورى كه در فرض قبلى يعنى موردى كه تلف سماوى بود ثمن را از بايع مىگرفت و بين اينكه معامله را باقى گذارده و مثل يا قيمت مبيع را از او مطالبه كند . و در صورتى كه تلف از ناحيه مشترى باشد نفس اتلاف بمنزله قبض بوده و هيچ ضمانى برعهده بايع نيست . قوله : فلو تلف قبله : يعنى قبل از قبض . قوله : فمن البايع مطلقا : يعنى ضمانش به عهده بايع است چه خيار مشترك بين مشترى و بايع بوده و چه مختص به مشترى باشد . قوله : و لا بعد فى ذلك : مشار اليه [ ذلك ] تلف از بايع و تعلق نماء به مشترى مىباشد . قوله : لا يبطل البيع من اصله : ضمير در [ اصله ] به بيع راجع است . قوله : بل يفسخه من حينه : ضمير منصوبى در [ يفسخه ] به بيع و در [ حينه ] بفسخ راجع است . قوله : هذا اذا كان تلفه من اللّه : مشار اليه [ هذا ] عبارت است از بودن تلف قبل از قبض برعهده بايع . قوله : كما لو تلف من اللّه تعالى : مؤلف گويد : البته بين ايندو صورت از اينجهت فرق است كه اگر تلف سماوى