سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

366

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

حاجيها از حج يا رسيدن گندم و جو پرداخته شود يا آن را به چيزى كه مشترك بين دو وقت است منوط كنند مثل اينكه پرداخت ثمن يا مثمن را مقيّد به كوچ كردن حاجيها از منى يا دخول ماه ربيع نمايند . شارح ( ره ) مىفرماين : معلّق نبودن به امرى كه مشترك بين دو زمان يا بيشتر است در صورتى جايز نيست كه نسبت به يكى از آن امور مخصص و مشخصى در بين نباشد مانند دو مثالى كه مرحوم مصنف فرمود چه آنكه كوچ كردن حاجيها از منى مشترك بين دو روز است يكى روز دوازدهم براى كسى كه تخلّف نكرده باشد ديگر روز سيزدهم نسبت به كسى كه مرتكب تخلّف شده باشد و نسبت به هيچيك از اين دو روز مخصّص و معيّنى در عبارت نيست . يا ماه ربيع ، مشترك است بين ربيع الاول و ربيع الثانى در حالى كه هيچكدام نسبت به ديگرى اولى و سزاوارتر نيستند تا آن سبب تعيّن آن گردد لذا در اين قبيل موارد كه اجل مبهم و غير معيّن است عقد بواسطه تعليق بر آن باطل مىشود چنانچه اگر عقد را معلّق بروز معيّنى از هفته همچون پنجشنبه نمودند ولى تعيين نكردند كه پنجشنبه كدام هفته مقصود است عقد در اين صورت نيز باطل است . قوله : فانه مشترك بين امرين : در كتاب حج به طور مشروح گفته شد كه اگر حاجيها دو شب در منى بيتوته كردند يعنى شب يازدهم و دوازدهم مىتوانند در روز دوازدهم بعد از ظهر از آن مكان خارج كردند مشروط باينكه در طول احرام از صيد و مباشرت با