سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

161

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

به 100 در هم با كاستن يك در هم از هرده در هم در نتيجه ثمن 90 در هم مىشود ، يا چنين بگويد : فروختم آن را به تو به 100 در هم با كاستن يك در هم براى هرده درهم . البته در تعبير دوّم مقدار ثمن اندكى بيشتر از مبلغ ثمن بتعبير اوّلى مىباشد و تحقيقا مقدار اضافى 11 / 10 در هم مىباشد در نتيجه ثمن در اين تعبير 90 در هم باضافه ده جزء از يازده جزء يكدرهم مىباشد و جهت تفاوت ثمن در اين دو تعبير اين است كه در صورت اول مقدار وضع و كم شده از نفس ده در هم مىباشد زيرا ظاهر و وضيعة در هم من كل عشرة ( با كاستن يك در هم از هرده درهم ) اين است كه [ من ] به معناى تبعيض است يعنى در هم كم شده بعض از ده در هم مىباشد و چون در هرصد درهم ، ده‌تا ، ده در هم مىباشد قهرا از هرده در هم كه يكى كاسته شود در مجموع ( 10 ) درهم كم شده و باقيمانده 90 در هم كه ثمن مورد معامله است باقى مىماند . ولى در صورت دوم كه با لام آورده و گفته : و وضيعة در هم لكل عشرة ( با كاستن يك در هم براى هرده درهم ) ، ظاهر اين تعبير اين است كه در هم وضع شده از نفس ده در هم و از ضمن آن كاسته نشده بلكه از خارجش صورت گرفته به اين معنا كه هرده در هم كه ملاحظه مىكنند يك در هم بابت آن از باقى دراهم بعنوان وضع و كاستن برداشته و به مشترى مىدهند پس مثل اينكه در صيغه چنين گفته از هريازده در هم يكدرهم بنفع مشترى كم مىگردد و چون در