سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
308
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
البته سزاوار است فرض مسئله را در جائى نمود كه حج به جماع فاسد مىشود . ناگفته نماند : از اسبابى كه مرحوم مصنف تعميم داده و آنها را سبب ثبوت كفاره دانستهاند مواردى كه در آن بواسطه احتلام بدنه واجب نمىشود استثناء شده و آن مواضع عديده و بسيارى است . قوله : او بغيره : يعنى به غير استمناء . قوله : تصدر عنه : يعنى از محرم صادر شود . قوله : و هل يفسد به : يعنى باستمناء و امثالش . قوله : مع تعمده : اضافه [ تعمّد ] به ضمير از قبيل اضافه مصدر بمفعول است ، بنابراين ضمير فاعلى به محرم و مضافاليه به استمناء راجع مىباشد . قوله : و العلم بتحريمه : يعنى تحريم استمناء . قوله : قيل نعم : قائل اين قول مرحوم شيخ الطائفه در نهايه و مبسوط است . قوله : و هو المروى من غير معارض : ضمير [ هو ] به قول قيل راجع است و مقصود از عدم معارض اين است كه روايت و نصى وارد نشده كه با روايت دال بر اين قول تنافى داشته باشد . و اما روايت دالّه بر اين قول : مقصود حديثى استكه مرحوم صاحب وسائل آن را در ج 9 ص 272 به اين شرح نقل نموده : محمد بن يعقوب از على بن ابراهيم از پدرش از عمرو بن عثمان الخزاز از صبّاح از اسحق بن عمار از مولانا ابى الحسن عليه السلام قال :